محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

131

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

به جايى غير از زمين باز مىگردد ؟ و پرسشهاى بسيار ديگرى كه زمينه بروز اختلافات را فراهم آورده‌اند . شگفتا از انسان كه درون خود را مىكاود و شايد تنها موجودى باشد كه از اين ويژگى برخوردار است . با اين حال برخى پدر او را ميمونى مىدانند كه تكامل يافته است و برخى ديگر تولد پدرش را همچون حشرات از كثافتهاى گنديده مىپندارند . . . و نمىدانم آيا اين پندارها چنين نتيجه مىدهند كه انسانها اقسام و گونه‌هاى متفاوتى دارند ؛ برخى ميمون و برخى حشراتى در قالب انسانى هستند و انسان از كمال الهى به طور كامل دور افتاده ، چونان مورى كه با حقيقت انسانى به طور كامل بيگانه است ؟ ! به هر حال آن چه امام على عليه السّلام در اين خطبه بر زبان مىراند ، در حقيقت شرح و تفسير آيات قرآن در زمينه آغاز انسان است . شرح و تفسير خداوند سبحان ، آدم را از جسم و روح و به صورت تدريجى و نه يك‌باره آفريد و اگر بخواهيم براى تقريب ذهن مثالى بزنيم ، مىتوان بنّايى را در نظر گرفت كه ساختمانى را آجر به آجر مىسازد . خداوند ابتدا جسم را بدون روح آفريد و آفرينش جسم نيز ، آن چنان كه از سخن امام عليه السّلام برمىآيد ، در چهار مرحله صورت گرفت : 1 - ( ثمّ جمع سبحانه من حزن الأرض و سهلها و عذبها و سبخها ، تربة سنّها بالماء حتّى خلصت ) قوه خيال انسانى ، اساطير و خرافه‌هايى را در مورد خلقت آدم و نيز آفرينش جهان و محتويات آن ، بافته و پرداخته است . از آن جمله پندار حضور انسان در عالمى غير محسوس پيش از آمدن به روى زمين